تبليغاتX
شمیم
دوشنبه 18 آبان1388

 

 

 

+ نوشته شده در 8:38
پنجشنبه 28 خرداد1388
توپ تانک....
 

توپ تانک مسلسل

                            دیگر اثر ندارد

به مادرم بگویید

                         دیگر پسر ندارد

 

وقتی توی خیابون میبینی پسری ۲۵-۲۰ ساله همچین شعاری رو روی کاغذ نوشته و بالا گرفته

میخواهی از اون احساس مادرانه استفاده کنی و به این آدمهای بدون احساس بگی : بیدار شید و بترسید از آه مادرها....

+ نوشته شده در 9:43
دوشنبه 11 خرداد1388
کلاس موسیقی
باز هم یه فکر دیگه... یه فکر که نه صد تا فکر...

شمیم خانم ما از بعد از عید کلاس ارف میره... مدرسه موسیقی صدا و سیما ... با پرس و جویی که ما کردیم اطراف خونمون گفتند از بهترینها هست... الان ۵ هفته ای میشه که میره. دوره اش ۲ سال هست. نمیدونم چرا یه روش خیلی خشکی رو برای بچه های ۵ ساله اجرا میکنند. شمیم قبلآ یک ترم یه موسسه دیگه میرفت که بسیار بسیار شاد بود و از روز اول ساز بلز رو باید تهیه میکردیم و خیلی خوش و خندون بود.. تا اینکه ساعت کلاسهاش عوض شد و دیگه به تایم کاری من نخورد.. و بعد دیگه نرفت . اما خیلی دوست داشت و تمام چیزهایی که یاد گرفته بود رو هنوز بعد از یکسال همشون رو بلد بود. اما تو این ۵ هفته اصلن گفتند ساز نخره. از بعد از جلسه ششم با ساز شروع میکنند که این خودش خیلی خسته کننده بود. و همچنین هر دفعه مشقهای خیلی سخت میدهند که البته شمیم خیلی دوست داره ولی به نظر من اصلن به درد بخور نیست.

مثلآ نتهای موسیقی رو به فارسی رو خط حامل بنویسند اونهم هر دفعه یک صفحه پر... به نظرم اینهایی که بی سواد هستند فقط نقاشی میکنند و تازه بعدآ قاطی هم میکنند.. توی یک جلسه تمام ۷ نت رو بهشون گفته بود در حالیکه در موسسه قبلی هر هفته روی یک نت و شاید ۱۰ جلسه طول کشید تا تمام نتها تمام شد.

معلم موسیقی یک خانم سن ۴۵-۵۰ سال خیلی با تجربه ولی خیلی سختگیر. روز اول ایشون گفتند فکر نکنید من با بچه ها مثل بچه های ۵ ساله رفتار میکنم ... نه من مثل دختر خانمها و آقا پسرهای ۱۸ ساله رفتار میکنم . اینجا مدرسه موسیقی هست نه برای وقت گذرونی.. خلاصه که کلی در مورد اخلاق خودشون و نظم و انضباط توضیح دادند.. و اینکه در پایان ۲ سال بچه ها به نظم عادت میکنند.البته گفتند شما والدین هم خیلی باید کمک کنید و ۵۰٪ قضیه شما هستید که من با این چند جلسه دیدم که گویا  ٪۷۰ ما هستیم .

توی کلاس ۳۰ دانش آموز هست ( مضرات مدارس شلوغ رو همین الان دیدم) که گویا بیشتر وقت به تصحیح مشقها و سر مشق و نامه نگاری والدین تک به تک صرف میشه.

دیروز هم جلسه پنجم بود . ماجرا از این قرار بوده که گویا وقتی خانم معلم داشته سر مشق مینوشته به بچه ها میگه همه باید ساکت باشند و چند تا از بچه ها حرف میزنند که ایشون ناراحت میشن و داد میزنند و ۴ تا از بچه ها رو میخوان که از کلاس بیرون کنند و میگن اینها رو نمیپذیرند. که یکی از بچه ها گریه میکنه که مامانمو میخوام و البته با گریه حرفشو میزنه و گویا خانم معلم فکر میکنند که میگه من درستش میکنم و دیگه خیلی عصبانی میشه .. همون موقع یکی از مادرها میرسه و میگه بچه ها معذرت خواهی میکنند و قضیه تموم میشه.

حالا حرف من اینه که آیا واقعآ باید این رفتار با بچه های ۵ ساله ای که اومدند موسیقی یاد بگیرند بشه؟؟ شمیم اومد پایین به من گفت : مامان من معذرت خواهی نکردم چون من به اون بدی که خانم میگفت نیستم!! واقعآ با این حرفش دلم سوخت... حالا نمیدونم این بچه که داره کم کم میره تو این جامعه با این اتفاقات باید چکار کنم .. اگر از اونجا برش دارم نمیخوام فکر کنه هر جایی که بهش سخت بگیرند میتونه دیگه نره .. از طرفی من چند وقتیه به خاطر نوع تدریس خشک اونها میخواستم شمیم رو از اونجا بردارم.

واقعآ چه باید کرد؟

+ نوشته شده در 10:3